<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>!!!!!!!!!!!!!بپا هنگ نکنی!!!!!!!!!!!!</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/</link>
<description>مشکلات پسرا و دخترا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 09 Aug 2008 11:09:24 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هویت ملی ما کجاست ؟</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;فواید ترویج ملی گرایی در سطح عقلانی در یک کشور:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;آ.مهمترین فائده ی ترویج و حفظ عرق ملی در میان جوانان یک کشور و ترویج فرهنگ بومی آن کشور ، مبارزه با تهاجم فرهنگی است.در ایران برخی می خواهند تمام خلاء فرهنگی کشور را که باعث غرب زدگی و پیروی جوانان ایرانی از غربی شدن شده است را با دین پاسخ بگویند.در صورتی که دین قادر است به شبهات و تهاجم فکری به کشور مقابله کند.تجربه ی کشور هایی چون چین ، روسیه و ژاپن نشان داده است که تهاجم فرهنگی را باید با فرهنگ بومی همان منطقه پاسخ داد.برای مثال چین در ترویج فرهنگ بومی خود آنقدر قوی بوده است که حتی برخی جوانان غربی به سوی فرهنگ و تمدن چین آمده اند.ولی این اشتباه است که ما بگوییم که باید بجای فرهنگ بومی ،فرهنگ اسلامی و دینی را برای مقابله با تهاجم فرهنگی استفاده کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به 3 علت محکم این مسئله را می گویم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;1.اسلام مانند هر دینی فاقد ادبیات خاص و اسطوره و داستان ادبی و هنری است.هرچند در دین الگوهای زیادی برای جوانان است ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;که در جای خود بسیار محترم اند ولی در برخی موارد کاری که ادبیات بومی می کند را آن الگو ها نمی توانند بکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;زیرا آن الگوهای مذهبی ،الگوی اخلاق،انسانیت و شجاعت و زکاوت اند ولی بدلیل دینی بودن ،نمی توان بروی شخصیت آنها نگاه آزاد هنری داشت.و از نگاه مولف و خارج از واقعیات تاریخ به آنها نگاه کرد.در صورتی که شما در مورد سوپر من ها و رستم ها هر نوع نگاه هنری آزاد را می توانید داشته باشید تا با آن مخاطب را هدایت کنید ولی در مورد امام علی شما با شخصیت واقعی رو به رو هستید که اندکی کم و کاستن از زندگی شان امری خطاست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;2.اسلام بعنوان دین،فاقد یک نوع لباس خاص یا یک نوع هنر خاص هست.و آن چه که پیامبر و ائمه داشتند تنها عرف عربستان زمان خود بوده است و نه یک فرهنگ خارج شده از دین.هرچند هنر ها هم باید اسلامی باشند و هنر می تواند از دین تاثیر بگیرد و به هدایت انسان کمک کند و به&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دین و انسان و خدا بپردازند ولی باز اسلام به عنوان دین هنر خاصی را ترویج نکرده است که با آن بتوان به جنگ غرب رفت.هرچند هنر های والا هنر هایی بودند که از اسلام تاثیر گرفتند که ما آن را هنر اسلامی می شناسیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;3.هنر های اسلامی شده مخصوص به یک منطقه ی خاص نیستند و حتی در غرب هم می توان هنر اسلامیزه ساخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ب.دومین فائده ی ترویج احساسات ملی و حفظ عرق ملی مردم،مقابله با شرایط خاص اقتصادی و مشکلات طولانی مدت است.هرچند این مسئله اگر در کنار تقویت روحیه ی دینی مردم باشد،می تواند ملت را به کوهی عظیم بدل کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمونه های زیادی در تاریخ وجود دارند که جنگ 33 روزه ی لبنان نمونه ی روشن آن است.که هردو عامل حضور داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و مردم لبنان را محکم نگه داشت.در آمریکا نیز در طول رکود اقتصادی 1920 ،عرق ملی نقش مهمی در حفظ اوضاع داشت.همچنین اگر یک ملت نیاز به جهش بلند علمی اقتصادی-صنعتی داشته باشد،تهییج روحیه ی ملی نقش مهمی در اعتماد به نفس دادن به مردم آنجا را دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هرچند باید مراقب بود ملی گرایی به وطن پرستی و نژاد پرستی تبدیل نشود و تمام انسان ها برای هم دارای یک جایگاه و احترام باشند که این هدف مقدس ادیان الهی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;*پس دین و هویت ملی نه تنها با هم ضدیت ندارند،بلکه با هم می توانند کمک بزرگی به یک ملت در روزهای سخت باشند...شما را از ملت های متفاوت قرار دادیم.تا شاید تفکر کنید(قرآن کریم)*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=پوچی hspace=0 src=&quot;http://sotedelan.persiangig.com/image/pochi.jpg&quot; align=left border=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این مطلب را در وبسایتی مطالعه کردم و آن را برای شما در وبلاگ قرار دادم تا شما نیز ، از آن استفاده ی لازم را ببرید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسین(شیطونه)می نویسد .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 11:09:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرف زور تو کلم نمی ره!!!</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام به دوستان گلم ، مدتی این وبلاگ سکوت اختیار کرده بود وعلت دوباره باز شدنش :&lt;BR&gt;خیلی وقت پیش ، وقتی در تاکسی یک پیرمرد میانسال کنارم نشست و شروع کرد به ناسزا گفتن به بزرگان دین ما از جمله پیامبر!!! من به شدت عصبانی شدم و شروع به دفاع کردم ؛ از انسان هایی که حداقل دوستشان دارم (به طور کامل نمی شناسمشون) البت به لهن بسیار تند ، آخه در ایران هر کسی که صداش بلند تره (زورش بیشتره) اون حرف اول رو می زنه .&lt;BR&gt;پیرمرد گفت ، پس کی امام زمان ظهور می کنه ، دهن ما ... شد ، راننده تاکسی بخت برگشته گفت ، انشاالله که هر چه زودتر ایشان ظهور می کند ، دوره ، دوره ی آخر زمونه ؛ پیرمرد انگار منتظر این جواب بود و شروع کرد ، اصلا ، کدوم امام زمان ، بابا اینارو این آخوندا می گن تا مارو بترسونند ، آی ... آخوندا .&lt;BR&gt;من از خدا بی خبر ، یک کلمه از دهنم درومد ، گفتم عموجان درست میشه خداوند جواب تمام این بدی ها رو می ده ، پیرمرد یک نگاهی به من کرد ، بلند خندیدو گفت ، بیا این هم جوان این مملکت ، پسر جون کدوم خدا ، کدوم پیامبر اینا همه کشکه ، کجای قرآن پیامبرتون نوشته ممد (فکر کنم منظور ایشان از ممد ، حضرت محمد بود) وقتی مکه رو گرفتی یه گشت آگاهی راه بنداز ، برو ، بچه های مردم رو بگیر تا درس عبرتی بشه برای سوسول های دیگه ، همه باید سیبیل بزارن یا ریش ، اگر جفتشو گذاشتن به به ، ببرشون بهشون یخچال (کنایه از حال و هول هایی که حکومت ، به بسیجی ها و ... می دهد ) بده و بهشون قول بهشت رو بده .&lt;BR&gt;آقا چشمتون روز بد نبینه ، همچین این کلمات رکیکو کنار هم جفت و جور می کرد و حواله ی این آخوندا می کرد ، که تو دلم گفتم ، باید به تو مقام رئیس هیئت مدیره زبان فارسی ایران رو بدهند تا کلمات جدید را وارد زبان فارسیمان کنی .&lt;BR&gt;و اما هدف من از گفتن این داستان پر از حرف ها رکیک ، این بود که یکی برای من توضیح بده که مشکل ما کجاست ؟ آیا مشکل ما خداوند و یاران اوست ؟ ما انواع حکومت های آزادی جنسی ، حکومت های فمینیستی ، سوسیالیست فمینیست یا مارکسیستی ، فمینیست سکولار، فمینیست های اسلامی و غیره رو دیدیم و از اونها خاطره ی خوشی نداریم و یا حداقل می توانیم از تجربه ی غربی ها (موش آزمایشگاهی رایگان) استفاده کنیم تا متوجه بشویم در کجا موفق بودند و در کجا ناموفق و از این فرصت ها استفاده کامل رو ببریم و هوش و ذکاوت خودمون رو در استفاده از فرصت ها نشون بدیم ؛&lt;BR&gt;آیا وقتش نیست با ایجاد یک موج جدید ، دنیایی یا حداقل کشوری آری از جنگو تفاوت های نژادی ، رنگ ، جنسی و ... ایجاد کنیم ؟&lt;BR&gt;فکر می کنم با یک مثال بهتر متوجه قضیه بشوید ، مثلا زور ، همه می دونند که هیچوقت کسی نتونسته به ایرانی جماعت زور بگه و اگر هم این کار رو کرده جوابشو گرفته ، پس سعی کنیم ایرانی هایی که با صحبت کردن (نقطه ضعف تمام ایرانی ها احساس قشنگشونه) حاضر به اطاعت کردن دستورات (حرف درست) هستند ؛ حتی به بهای از دست دادن زندگیشون ، با زور ، حرف مزخرف خودمون رو قالب کنیم!!!&lt;BR&gt;مگه همین آقای احمدی نژاد با حرف های رویایی ، ایران رو بدست نیاورد ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://sotedelan.persiangig.com/image/azadi.jpg&quot; align=left border=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرفتی چی می گم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;حسین(شیطونه) می نویسد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jul 2008 09:41:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پوچی</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروزه از هر جوانی بپرسی برای چه زنده ای کمی به چشمانت می نگرد و با رویی خنده وار می گوید نمی دانم و برخی هم به تقلید از بزرگان جمله ای را از حفظ برایتان نقل می کنند و به تصور پوچ خود فکر می کنند پاسخ کوبنده ای به شما داده اند .&lt;BR&gt;فکر نکنید وقتی کسی از شما یک تعریف ساده از خداوند خواست شما با مروری بر کتابهایی که خوانده اید و سخن هایی که شنیده اید پاسخ آن فرد را دادید کار بزرگی انجام داده اید ، هر وقت توانستید یک جوابی ، به فرد مورد نظر بدهید که خودتان آن حس و حال را درک کرده باشید و خدایتان را با آن حس و حال می شناسید ، بیان کردید ، آنوقت به خودتان افتخار کنید .&lt;BR&gt;یک مدت ، بیشتر زمان بی کاری من برای خواندن کتابهایی در مورد خداوند و ... صرف می شد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;وقتی کسی از من می پرسید از خدایت چه می دانی ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;می نشستم و کلی توصیفاتی که یاد گرفته بودم ، برای آن شخص بیان می کردم ، تا آن روزی که من چیزی را دیدم که نباید می دیدم ، باعث شد من کفر بگویم و عدم وجود خدا را با دلیل ثابت کنم ، تا جایی که برای پاسخ دادن به سوال من خیلی از بزرگان خجالت کشیدند و به صورت من مستقیم نگریستند و گفتند از پاسخ دادن به این سوال معذوریم .&lt;BR&gt;تمام این هایی که من نوشتم فقط یک دلیل داشت و آن گفتن راه حلی که خودم در آن زمان به ذهنم رسید ، تا اگر زمانی خدایی نکرده به وضعیت من دچار شدید ، دست به کار احمقانه نزنید .&lt;BR&gt;دوستان بروید دنبال خدایی که دوستش دارید ، خدایی که عاشق او هستید (چطور وقتی عاشق می شوید می گویید اوست که فقط من را درک می کند ، پس چطور ممکن است خدایی که شما را خلق کرده شما را نشناسد!) به خود بگویید من خدایی دارم که هر لحظه من را نگاه می کند ، برای او ، اشکهایی که از چشمانم می ریزد مهم است ، خدایی که وقتی می خورید زمین با دلهره به شما نگاه می کند تا آسیبی به شما نرسیده باشد و ... .&lt;BR&gt;تا به امروز که من به این سن رسیده ام نتواسته ام عدم وجود چنین خدایی را ثابت کنم ، چون هر شب حضورش را احساس می کنم ، هر شب وجودش را زمانی که نوازشم می دهد را ، احساس می کنم و وقتی چیزی را از او می خواهم به یک چشم به هم زدن بدست می آورم .&lt;BR&gt;وقتی می گویم وجود ، احساس ، دلهره و ... منظور من احتیاجات مادی نیست بلکه چیزی فراتر از دنیای مادی ، مورد نظر من است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;کسانی که در وادی عشق و عرفان شکست را تجربه کرده اند مضمون کلمات بیرون آمده از سینه من را بهتر درک می کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;نویسنده : بی کس&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Nov 2007 21:41:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق چه کلمه زیبایی</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تا حالا فکر کردید چرا خدا را دوست داریم ؟&lt;BR&gt;اصلا برای چی ، قدرتی را که نمی بینیم دوست داشته باشیم ؟&lt;BR&gt;کسی را می شناسید که بگوید خدا را دوست ندارم ؟&lt;BR&gt;محبت ، دوست داشتن ، عشق و ... چرا موجب می شود تا ما کسی را که اصلا ندیدیم دوست داشته باشیم ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;در آیات بی نظیر قرآن و همچنین در سخنان و احادیث بزرگان آمده است در فطرت ما کششی و نیرویی وجود دارد که چه بخواهیم ، چه نخواهیم ما را به سوی نور عظیم و حقیقی می کشد و به انسانهایی که از این فرصت استفاده می کنند و یا بهتر است بگوییم سوءاستفاده می کنند و می گویند ما در خانواده ای کافر چشم به این دنیا باز کردیم و از دین و ایمان و خدا کسی برای ما سخن باز نکرد ؛ گوشزد می کند ، و می گوید در فطرت تمام انسانها آن کشش وجود دارد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;به چه فکر می کنید ؟&lt;BR&gt;به آن نیرو ؟&lt;BR&gt;به فطرت خود ؟&lt;BR&gt;اطمینان دارم هیچکدام به چیزی که من فکر می کنم ، فکر نمی کنید !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;من در این مورد خیلی فکر کردم و متوجه موضوعی شدم یا بهتر است بگویم به دنبال این گشتم که ، وقتی شما کسی را نمی بیند چگونه می توانید به او عشق بورزید !&lt;BR&gt;وقتی کسی به شما  بگویید دوستت دارم ، این من هستم که روزی تو را می دهم ، این من هستم که هر جا هستی به تو نگاه می کنم ، این من هستم که از تو مراقبت می کنم ، این من هستم که وقتی از کسی نمی توانی در مورد مشکلی کمک بگیری کمکت می کنم و... !&lt;BR&gt;وقتی در قرآن به این آیات می رسیدم به این فکر می کردم وقتی من خدایی را نمی بینم پس باید به چه چیزی تکیه کنم ؟&lt;BR&gt;در کشورهای غربی از این نقطه ضعف مردم بهترین استفاده را می برند و در همین زمان شیطان را وارد بازی می کنند (نه تنها کشورهای غربی بلکه امروز در ایران (تهران) نیز شاهد این گروهها هستم) ، مردم از هیچ جا بی خبر وقتی قدرتی را احساس می کنند که قابل تعریف از لحاظ حسهای لامسه و ورودیهای انسان باشد سریعا به آن نیروی قابل احساس ایمان می آورند و از این ایمان خرسند می شوند (باور کنید وقتی از یکی از شیطان پرست پرسیدم با یک حس و حال عجیبی از شیطان صحبت می کرد که انگار شیطان در کنار من و او ایستاده بود و در گفتن کلمات به او نیرو می داد تا من را قانع کند !)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;باز هم اطمینان دارم متوجه موضوع مورد نظر من نشدید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;تمام انسانها در حال انجام کاری هستند که خودشان متوجه نیستند مضمون و دلیل آفرینش این احساس یا بهتر است بگویم این مشکل روحی که در تمام انسانها ، روزی رخ می دهد چیست ؟ تمام انسانها این مورد ذکر شده را انجام می دهند و یا به سرشان می آید ولی سعی نمی کنند در این مورد کمی فکر نمی کنند .&lt;BR&gt;شاید بعضی ها متوجه منظور من شدند ، منظور من عشقه ، زیبایی هایی که فرد را به سمت خود می کشد ؛ خداوند معشوقه حقیقی ، این نیروی عظیم ، این نور حقیقی ؛ پروردگار در وجود ما احساسی را قرار داد تا ما با کمی تفکر و تجربه پی به باطن این احساس ببریم ، وقتی به یک نفر گفتی دوستت دارم در حالی که تو را ندیده بود جواب مثبت به محبت تو داد ، تو حاضری جانت را فدایش کنی ، حالا به وسیله یک راهی این کار را حتما امتحان کنید .&lt;BR&gt;من نتیجه گیری نمی کنم ، چون دوست دارم خودتان به این حس و حال دست پیدا کنید .&lt;BR&gt;این آپ من شاید برای بعضی دوستان خنده دار جلوه کند ولی این نوشته ها برای من همانند سند ارزش دارد و هر کسی که ارزش این محبت را درک کند بدانید می تواند آن قدرت زیبا و بهترین را به راحتی درک کند .&lt;BR&gt;فقط یک چیز را در مورد این مبحث بگویم ، فرض کنید خداوند ، این نیروی عظیم که به اندازه یک میکروب روی سر نوک سوزن به ما احتیاج ندارد ، به تو بگوید دوستت دارم (همانطور که در قرآن دوست داشتن انسان بسیار تکرار شده) حاضری برای این محبت چه کار کنید ؟&lt;BR&gt;نگذارید همه چیز را من بگویم ، کمی در مورد این نوشته ها تفکر کنید ، تا به حس و حالی برسید که وقتی اسم معشوقه شما به گوشتان رسید ..... .&lt;BR&gt;فعلا دوستان .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نویسنده : حسین(شیطونه)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Nov 2007 17:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق چه کلمه خنده داری </title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من ایندفعه آمدم در مورد چیزی بنویسم که مطمئنم با خواندن این آپ جنجالی به راه می افتد .&lt;BR&gt;من به صراحت اعلام می کنم که همه پسرها پست تشریف دارند .&lt;BR&gt;ببینید قصد مخ زدن ندارم چون اگر قرار بود مخ بزنم این آپو نمی گذاشتم .&lt;BR&gt;من با دلیل ثابت می کنم همه پسرها پست هستند .&lt;BR&gt;پسره خجالت نمی کشه می بینه دختره کنار مادرش راه می رود ولی حیا رو کنار می گذاره و به دختره تیکه می اندازه ، بابا اصلا دختره آره ولی جلوی مادرش غرور داره ، یا یکبار خودم دیدم یک دختر با یک پسر ده ساله در حال راه رفتن بود ، که یک پسره از پشت هی به دختره تیکه می انداخت بعد دقت کردم دیدم ، پسر ده سالش بود ، ولی داشت خودشو می خورد و داشت زیر زبون فحش به پسره می داد ؛ بگذریم که با پسره چه کار کردیم .&lt;BR&gt;دوست من ، قربونت برم خودت رو تغییر بده .&lt;BR&gt;به خدا چیز هایی رو می دانم که بخواهم بنویسم خودت خجالت می کشی میگی من مرد نیستم .&lt;BR&gt;از زبون یکی از پیرمردها خودم شنیدم ، می گفت می رفتم مشروبات الکلی مصرف می کردم بعدش چون دست خودم نبود می رفتم فلان کارو می کردم ولی وقتی فرداش حالو هوشم بر می گشت با اینکه قدیم این کار ها مشکلی نداشت ، ولی از خجالتم دیگه نمی توانستم سرم رو بالا ببرم ولی امروز پسره خجالت نمی کشه ، خودم دیدم یکی از دوستان دوستم یک دختر رو نشون کرد بعد سر یک پولی شرط بستن که با دختره فلان کارو بکنه بگذریم از این که موفق شد یا نه !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جون من به من بگوید چی شد به این جا کشیده شدیم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عشق ؟&lt;BR&gt;من که این مشکلات را از تهاجم فرهنگی غرب بر ایران می دانم .&lt;BR&gt;این رو هم بگویم دخترها پرو نشوند با یکی از دوستام بیرون بودیم که دیدم دافش اومد سوار ماشین شد یک چیزی گفت و یکم جلوتر پیاده شد بعد از دوستم پرسیدم چی شد ؟ دیدم بنده خدا نمی تواند صحبت کند گفتم مسعود چیه ؟ باور نمی کنید چی به من پاسخ داد ، بنده خدا دوستم مسعود خودشو آماده کرده بود به دختره بگوید می خواهم با تو ازدواج کنم ولی دختره قبل از این که مسعود کلمه ای رو به زبون بیاره ، دختره به مسعود گفته بود ، چون تو به من دست نزدی و... دیگه نمی خواهم ببینمت !!&lt;BR&gt;تو رو به خدا رابطه هاتون رو درست کنید با هر کسی که از راه می رسد دوست نشوید .&lt;BR&gt;بزنم به تخته از این زنها چیزی نمی گویم که دخترهارو می گذارند جیب چپشون ! &lt;BR&gt;کسانی که تهران نیستید خوش به حالتون به خدا تهران مثل سیب قرمز و زیبایی هست که از درون گندیده .&lt;BR&gt;برای هر حرفی که زدم دلیل و مدرک دارم فکر نکنید من از خودم چیزی رو در آوردم ، همه ما این حرفها را می شنویم ولی به خود می گوییم این حرفها برای همسایست ، من باهوشم زرنگم سرم کلاه نمی رود .&lt;BR&gt;هر کسی حرفهای من رو قبول ندارد بدانید که چشمهایش را بسته .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نویسنده : ناشناس&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Oct 2007 20:50:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق چیست؟ (2)</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>آدمها چه جوري با يه نگاه عاشق ميشند ؟ افلاطون يه نظريه خيلي قشنگ داره که من خودم به شخصه خيلي قبولش دارم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتي که انسان يک چيزي به نظرش خيلي زيبا ميرسه ياد زيباي مطلق مي افته که زماني او را ديده بوده است . غم از دست دادن زيبايي مطلق ناگهان به يادش ميافتد  . ولي فکر ميکنه که اين غم به خاطر دوست داشتن اون زيبايي نسبي بوده . ولي در اصل عشق غم از دست دادنه زيبايي مطلقه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثلا پسره وقتي غم دنيا گرفته اش داره تو پارک راه ميره که يه لحظه يه دختري را ميبينه که داره ميخنده . اون دختر آنقدر براش زيبا به نظر ميرسه که ياد روزهايي ميافته که زيباي مطلق ( خدا ) را ميديده . بعضي ها اين زيبايي را به مرور درک ميکنند و ناگهان متوجه اش ميشوند بعضي ها با اولين بار ديدن عاشقش ميشوند . در نبود زيباي مطلق معشوق ميتونه يه مسکن باشه بر غم فراق . البته بايد بگم که خدا هم زيبايي ظاهري داره و هم باطني پس اگر کسي عاشق زيبايي باطن يک نفر شد باز هم اين نظريه رد نميشه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعلا همين &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Oct 2007 12:19:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق چیست؟ (1)</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>به نظرم عشق يه رابطه يک طرفه است . يا تو يه نفر را دوست داري يا يه نفر تو را دوست داره . بعضي وقتها دو طرف همديگه را دوست دارند که بهش ميگند عشق دوطرفه . عشق دوطرفه در اصل دو تا رابطه عاشقي يک طرفه است . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظرم عشق يه چيز دروني و انفراديه . وقتي يه نفر را دوست داري اون هيچي به تو نميده . هيچ احساس خاصي به تو نميده. اين خود توئي که داري با فکر کردن به اون , با دوست داشتن اون , به خودت نيرو و احساس عشق را تزريق ميکني . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اينها را نوشتم تا بگم اگر دوست داشته باشيد عشق و عاشقي موضوع خيلي زيبايي براي بحث کردنه . ميتونيم با هم در موردش توي همين بلاگ صحبت کنيم . حجم بيشتر بلاگها در مورد عشقه . همه داستان و شعر و عکس عاشقانه ميگذارند توي بلاگشون کلي هم حال ميکنند که چه بلاگ باحالي دارند . من کمتر کسي راديدم که در مورد عشق از عقل و احساس خودش مايه گذاشته باشه   . معمولا از يه جاي ديگه کپي ميکنند . &lt;BR&gt;اگر توهين نباشه به نظرم اکثر اين آدمها عشق را درک نکردند و اگر درکش کردند , درست مفهموش را نفهميدند  . &lt;BR&gt;شما شروع به کامنت گذاشتن کنيد و نظرتتون را در مورد عشق بگيد تا ما هم پي گير موضوع بشيم و براتون بازم آپ کنيم . فقط جونه کسي که دوستش داريد براي ما مطلب کپي نکنيد . هر چي کامنت ميگذاريد از خودتون باشه . ممنون ميشم . پس خودتون فکر کنيد و نظر بديد . مطمئن باشيد خود من در مورد عشق آنقدر مطلب خوندم که نيازي به دوباره شنيدن اين جملات ندارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نويسنده : مهندس &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Sep 2007 22:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دختران ظاهر بین</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام این مطلبی که امروز می خوانید از زبان دوستم می باشد :&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;من محسن 24 ساله از تهران هستم و در حال حاضر در دانشگاه در حال تحصیل هستم ؛ مطلبی که می خواهم بگویم کمی اجتماعی می باشد ، در اصل یک معضل اجتماعی می باشد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این داستان حقیقی را برای دختران می گویم ، بنده در خانواده ای پولدار به دنیا آمدم ، البته تازه به دوران رسیده به حساب می آییم ، من کمی با اعضای خانواده فرق می کنم و با پول پدرم هیچ کاری ندارم و حتی به آن دست هم نمی زنم ، داستان از جایی شروع شد که من عاشق یک دختری در دانشگاه شدم ، البته یکم به عقب بر گردیم من پسری بودم بسیار ساده پوش و همیشه با اتوبوس به دانشگاه می رفتم در حالی که هر کس بر عکس اینها عمل می کرد پولدار به حساب می آمد ! وضعیت دانشگاه را همه می دانند ، یک روز که داشتم به سر کلاس می رفتم در را باز کردم تا به انتهای کلاس بروم در همین حین انتهای کت من به دفتر و کتاب یک خانم کشیده شد و همه دفتر و کتاب این خانم محترم به زمین ریخته شد من هم سریع خم شدم و شروع به جمع کردن ، کردم ، ادامه نمی دهم چون می دانم همه متوجه شدید چه اتفاقی افتاد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;یک مدت به شدت در فکر بودم ، از دوستانم خواستم تا بفهمند این خانم دوست پسری دارد که بخواهد با او ازدواج کند یا نه که بعد از مدتی متوجه شدند دوست پسر دارد ولی قصد ازدواج ندارند به همین دلیل دست به کار شدم ، اولش با سلام شروع کردم ، دیدم سلام میده ولی بزور ، انگار خجالت می کشید به من سلام بده ! در ابتدا این خجالتش رو به پاک بودنش نسبت دادم ولی بعد از مدتی متوجه شدم به خاطر وضعیت ظاهری من می باشد که نمی خواهد به من سلام بدهد ؛ من هیچ تغییری در خودم ایجاد نکردم و داشتم به کار خودم ادامه می دادم تا اینکه یک مهمان از دانشگاه دیگر به دانشگاه ما آمد ، خوش تیپ ، بوی عطرش کل کلاس رو خفه می کرد ، موهایش هم که رو به هوا بود ، از لباس هم چیزی نمی گویم که هر روز یک رنگی می پوشید و در آخر هم با پژوی 206 به دانشگاه می آمد . از قضا این آقا هم از معشوقهی ما خوشش آمد دیدم روز اول پسره سلام داد ، بعد از روز اول دختره سلام رو زودتر از پسره می داد ، من هم در این وسط داشتم از عشقش می سوختم ولی اون اعتنایی به من نمی کرد ، باور کنید من ناراحت نشدم که چرا با اون پسر دوست شده ، فقط می ترسیدم اون دختر از ارزشی را که در درون خود دارد آگاه نباشد و این ارزش را به مال دنیا بفروشد ، فیلم هندی هم نبود که به خودم بگویم که آخر عاقبت خوشی دارد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;از همان چیزی که می ترسیدم سرم آمد ، وقتی اون دختر را در ترم بعدی دیدم ، در وضعیتی بود که … ، تا جایی که از پله های دانشگاه هم نمی توانست بالا برود من هم بی خبر از همه جا تمام برگه هایش را گرفتم و برایش انتخاب واحد کردم تا خدا نکرده حالش بدتر نشود ولی بغضی در گلویم نمی گذاشت نفس بکشم ! وقتی برگشتم تا برگه پرینت انتخاب واحد را به او بدهم ، به یک باره دیدم حالش بد شد و به روی پله های دانشگاه افتاد ، بوسیله دوستان بلندش کردیم و به بیمارستان رساندیم ، خواستم بروم که حراست بیمارستان جلوی من را گرفت و به من گفت حق خارج شدن از بیمارستان را نداری من هم بی خبر از همه جا بر روی صندلی انتظار نشستم . بعد از مدتی دیدم پدر دختره ، که البته بعد از مراسمی خاص متوجه شدم پدر دختره می باشد ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;با عصبانیت باور نکردنی به طرف من می دود به کناری خودم نگاه کردم گفتم حتما با کناری من کار دارد ولی دیدم کناری من پیرزن می باشد ، یکم دقت کردم دیدم به طرف من می آید و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;وقتی به من رسید دستش را بالا برد … ، چشمتان روز بد نبیند به خاطر اون دختر یک کتک مشتی هم خوردیم ، بعد از اینکه حراست ما را جدا کرد به منزل ما زنگ زد و پدر من به بیمارستان آمد من تمام موضوع را برای پدرم تعریف کردم ، پدرم اول خواست مقابله به مثل کند و یک حالی به پدر دختره بدهد ولی من نگذاشتم و بعد از مراحلی که گفتنش درست نیست من را آزاد کردند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دیدید همه شما منتظر این بودید که آخر این داستان خوش باشد ولی خوش نبود اون دختر خود کشی کرد و پدر دختره به خاطر کشتن اون پسر به زندان افتاد و … تازه خانواده های این دو به جان هم افتادند تا جایی که روزنامه همشهری داستان این دختر را بسیار اشتباه به خورد مردم داد ، به هر حال هیچوقت به این پسرا رو ندهید ، البته من همه تقصیر ها را به گردن پسر ها نمی اندازم چون اگر دقت کنید می بینید اون دختر هم فهمید که من دوستش دارم ولی به خاطر ظاهر من خودش را به نفهمی زد و این بلا به سرش آمد ، فکر نکنید به خود بگویید این بار این کار را کردمو به خیر گذشت دفعهی بعد هم به خیر می گذرد . (حتما دارید فکر می کنید من خوشحالم که این اتفاق برای اون دختر افتاد ولی هیچوقت این طوری نبوده و همین حالا هم از عشق دوری اون دختر در عذابم که چرا من می توانستم آن دختر را نجات بدهم ولی کوتاهی کردم )&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوستان دنبال پول و زندگی خوش در این دوره زمانه نباشید چون بهاء آن بیشتر از آن می باشد که فکرش را می کنید ، مخصوصا شما دختران که چشمتان به ظاهر می باشد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 09:05:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهمانی زیبا</title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;میرزا ابوالقاسم قائم فراهانی از سرایندگان و نویسندگان معروف قرن سیزده می باشد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;که مردی بسیار شجاع و سیاستمدار بود .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نه اشتباه نکنید سالگرد این مرد بزرگ نمی باشد ، من در حال مطالعه یکی از کتابهای ادبیات بودم که یکی از نگارشهای این مرد بزرگ ، توجه من را به خود جلب کرد ، به همین دلیل خواستم مقداری از زیباترین نگارش او از دید خودم را ، برای شما بتایپم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;« مخلصان را امشب بزمی نهاده و اسباب عیشی ترتیب داده ، دلم پیاله ، مطربم ناله ، اشکم شراب ، جگرم کباب ، اگر شما را هوس چنین بزمی ، و به یاد تماشای بیدلان عزمی است ، بی تکلفانه گذری و به چشم یاری به شهیدان کویت نظری . »&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;« ماییم و نوای بینوایی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بسم الله اگر حریف مایی »&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;شما دوستان را به این مهمانی دعوت می کنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;نویسنده : حسین (شیطونه)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Sep 2007 22:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آینده </title>
<link>http://biatobala.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در این وبلاگ کسی قصد تلقین چیزی را ندارد . بنده حقیر هم هیچ چیز نمی دانم و فقط از روی آبه ها ، روایات و احادیث بزرگان ادیان ، پاسخ دوستان را می دادم و هیچ وقت از خودم تفکری را برای کسی ویزیت نمی کنم ، البت برای دوستان صمیمی از تجربه های خود می گویم و صد البته قصد تلقین ندارم &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر کسی چنین تفکری نسبت به من دارد من همین جا اعلام می کنم دوست عزیز شما در اشتباه هستید &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مداهنه امروزه میان مردم به وفور دیده می شود که به نظر من اصلا درست نمی باشد و ریشه آن نیز در ضعف نفس می باشد و یا به دلیل طمع های دنیوی در مال و اعتبار کسی که نسبت به او سستی و سازش روا می دارد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;ر .ک : نراقی ، محمد مهدی : جامع السعادات ، ج 2 ، ص 232 _ 240 .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این هم برای کسانی که روایات و احادیث را قبول ندارند !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;خداوند در سرزنش کفار و مشرکان می فرماید : &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;((&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; دوست دارند که نرمی کنی تا نرمی نمایند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;))&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;سوره قلم ، آیه 9 .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;امام علی &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;ع&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; می فرمایند : سوگند به جان خودم ، در مبارزه با مخالفان حق ، و آنان که در گمراهی و فساد غوطه ورند ، یک لحظه مدارا و سستی نمی کنم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نهج البلاغه ، خ 24 .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از جمله آثار زیانباری که در روایات برای مداهنه ، سستی و سهل انگاری در دین بیان شده است ، می توان به سقوط و فساد جامعه بشری ، گسترش عصیان ، مجازات و عذاب دنیوی و اخروی و خسران و زیان در دنیا و آخرت ، اشاره کرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;ر.ک : کافی ، ج 1 ، ص 45 ، ح 6 و ج 8 ، ص 134 ، ح 103 و ص 128 ، ح 98 ؛ حرانی : تحف العقول ، ص 105 و 237 ؛ نهج البلاغه ، خ 86 و 233 ؛ شیخ مفید : ارشاد ، ص 92 .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;یک مثال بسیار ساده می زنم تا منظور من را متوجه شوید : اگر دیدید کسی در خیابان چیزکی را خورد و ته مانده آن را به زمین انداخت جلو بروید و او را نصیحت کنید نه اینکه به فکر آینده خود باشید تا اگر شما این کار را کردید کسی به شما گیر ندهد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;حرف دل :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اول : من دیگر قصد نوشتن در مورد مسائل دینی ندارم ، مگر دوستان بخواهند در بحثی مشارکت داشته باشم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوم : به کسی نگذارید به اعتقادی که از دلتان بر خواسته می شود بی احترامی کند حتی اگر بودا هستید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;سوم : به فکر انتخاب دین و ادیان و ... نباشید به فکر ایمان قلبی به محبوب حقیقی باشید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;چهارم : انسانها را دوست داشته باشید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پنجم : ما هنوز علم به دنیا نداریم چه برسد به خداوند پس همین قدر که بزرگان برای ما به جا گذاشتن اعتماد کنیم(منظور پیامبران ، امامان و بزرگان دین می باشد) .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;ششم : لطفا برای آمدن منجی عالم با مست کردن و به خیابان ریختن و زدن و رقصیدن محرم با نامحرم !! ، دعا نکنید ، اصلا دعا نکنیم آبرومندتر می باشد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;هفتم : من قصد بی احترامی به هیچ کسی را نداشتم ولی اگر کسی اینطور گمان کرد من معذرت می خواهم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;شبیه خداحافظی شد ولی خوشحال نشید چون هنوز هستم .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نویسنده : حسین (شیطونه)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 03 Sep 2007 07:55:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=biatobala&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>biatobala</dc:creator>
<guid>http://biatobala.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
