سلام به دوستان گلم ، مدتی این وبلاگ سکوت اختیار کرده بود وعلت دوباره باز شدنش :
خیلی وقت پیش ، وقتی در تاکسی یک پیرمرد میانسال کنارم نشست و شروع کرد به ناسزا گفتن به بزرگان دین ما از جمله پیامبر!!! من به شدت عصبانی شدم و شروع به دفاع کردم ؛ از انسان هایی که حداقل دوستشان دارم (به طور کامل نمی شناسمشون) البت به لهن بسیار تند ، آخه در ایران هر کسی که صداش بلند تره (زورش بیشتره) اون حرف اول رو می زنه .
پیرمرد گفت ، پس کی امام زمان ظهور می کنه ، دهن ما ... شد ، راننده تاکسی بخت برگشته گفت ، انشاالله که هر چه زودتر ایشان ظهور می کند ، دوره ، دوره ی آخر زمونه ؛ پیرمرد انگار منتظر این جواب بود و شروع کرد ، اصلا ، کدوم امام زمان ، بابا اینارو این آخوندا می گن تا مارو بترسونند ، آی ... آخوندا .
من از خدا بی خبر ، یک کلمه از دهنم درومد ، گفتم عموجان درست میشه خداوند جواب تمام این بدی ها رو می ده ، پیرمرد یک نگاهی به من کرد ، بلند خندیدو گفت ، بیا این هم جوان این مملکت ، پسر جون کدوم خدا ، کدوم پیامبر اینا همه کشکه ، کجای قرآن پیامبرتون نوشته ممد (فکر کنم منظور ایشان از ممد ، حضرت محمد بود) وقتی مکه رو گرفتی یه گشت آگاهی راه بنداز ، برو ، بچه های مردم رو بگیر تا درس عبرتی بشه برای سوسول های دیگه ، همه باید سیبیل بزارن یا ریش ، اگر جفتشو گذاشتن به به ، ببرشون بهشون یخچال (کنایه از حال و هول هایی که حکومت ، به بسیجی ها و ... می دهد ) بده و بهشون قول بهشت رو بده .
آقا چشمتون روز بد نبینه ، همچین این کلمات رکیکو کنار هم جفت و جور می کرد و حواله ی این آخوندا می کرد ، که تو دلم گفتم ، باید به تو مقام رئیس هیئت مدیره زبان فارسی ایران رو بدهند تا کلمات جدید را وارد زبان فارسیمان کنی .
و اما هدف من از گفتن این داستان پر از حرف ها رکیک ، این بود که یکی برای من توضیح بده که مشکل ما کجاست ؟ آیا مشکل ما خداوند و یاران اوست ؟ ما انواع حکومت های آزادی جنسی ، حکومت های فمینیستی ، سوسیالیست فمینیست یا مارکسیستی ، فمینیست سکولار، فمینیست های اسلامی و غیره رو دیدیم و از اونها خاطره ی خوشی نداریم و یا حداقل می توانیم از تجربه ی غربی ها (موش آزمایشگاهی رایگان) استفاده کنیم تا متوجه بشویم در کجا موفق بودند و در کجا ناموفق و از این فرصت ها استفاده کامل رو ببریم و هوش و ذکاوت خودمون رو در استفاده از فرصت ها نشون بدیم ؛
آیا وقتش نیست با ایجاد یک موج جدید ، دنیایی یا حداقل کشوری آری از جنگو تفاوت های نژادی ، رنگ ، جنسی و ... ایجاد کنیم ؟
فکر می کنم با یک مثال بهتر متوجه قضیه بشوید ، مثلا زور ، همه می دونند که هیچوقت کسی نتونسته به ایرانی جماعت زور بگه و اگر هم این کار رو کرده جوابشو گرفته ، پس سعی کنیم ایرانی هایی که با صحبت کردن (نقطه ضعف تمام ایرانی ها احساس قشنگشونه) حاضر به اطاعت کردن دستورات (حرف درست) هستند ؛ حتی به بهای از دست دادن زندگیشون ، با زور ، حرف مزخرف خودمون رو قالب کنیم!!!
مگه همین آقای احمدی نژاد با حرف های رویایی ، ایران رو بدست نیاورد ؟

گرفتی چی می گم ؟
حسین(شیطونه) می نویسد .