امروزه از هر جوانی بپرسی برای چه زنده ای کمی به چشمانت می نگرد و با رویی خنده وار می گوید نمی دانم و برخی هم به تقلید از بزرگان جمله ای را از حفظ برایتان نقل می کنند و به تصور پوچ خود فکر می کنند پاسخ کوبنده ای به شما داده اند .
فکر نکنید وقتی کسی از شما یک تعریف ساده از خداوند خواست شما با مروری بر کتابهایی که خوانده اید و سخن هایی که شنیده اید پاسخ آن فرد را دادید کار بزرگی انجام داده اید ، هر وقت توانستید یک جوابی ، به فرد مورد نظر بدهید که خودتان آن حس و حال را درک کرده باشید و خدایتان را با آن حس و حال می شناسید ، بیان کردید ، آنوقت به خودتان افتخار کنید .
یک مدت ، بیشتر زمان بی کاری من برای خواندن کتابهایی در مورد خداوند و ... صرف می شد .
وقتی کسی از من می پرسید از خدایت چه می دانی ؟
می نشستم و کلی توصیفاتی که یاد گرفته بودم ، برای آن شخص بیان می کردم ، تا آن روزی که من چیزی را دیدم که نباید می دیدم ، باعث شد من کفر بگویم و عدم وجود خدا را با دلیل ثابت کنم ، تا جایی که برای پاسخ دادن به سوال من خیلی از بزرگان خجالت کشیدند و به صورت من مستقیم نگریستند و گفتند از پاسخ دادن به این سوال معذوریم .
تمام این هایی که من نوشتم فقط یک دلیل داشت و آن گفتن راه حلی که خودم در آن زمان به ذهنم رسید ، تا اگر زمانی خدایی نکرده به وضعیت من دچار شدید ، دست به کار احمقانه نزنید .
دوستان بروید دنبال خدایی که دوستش دارید ، خدایی که عاشق او هستید (چطور وقتی عاشق می شوید می گویید اوست که فقط من را درک می کند ، پس چطور ممکن است خدایی که شما را خلق کرده شما را نشناسد!) به خود بگویید من خدایی دارم که هر لحظه من را نگاه می کند ، برای او ، اشکهایی که از چشمانم می ریزد مهم است ، خدایی که وقتی می خورید زمین با دلهره به شما نگاه می کند تا آسیبی به شما نرسیده باشد و ... .
تا به امروز که من به این سن رسیده ام نتواسته ام عدم وجود چنین خدایی را ثابت کنم ، چون هر شب حضورش را احساس می کنم ، هر شب وجودش را زمانی که نوازشم می دهد را ، احساس می کنم و وقتی چیزی را از او می خواهم به یک چشم به هم زدن بدست می آورم .
وقتی می گویم وجود ، احساس ، دلهره و ... منظور من احتیاجات مادی نیست بلکه چیزی فراتر از دنیای مادی ، مورد نظر من است .
کسانی که در وادی عشق و عرفان شکست را تجربه کرده اند مضمون کلمات بیرون آمده از سینه من را بهتر درک می کنند .
نویسنده : بی کس