|
|
|
|
|
کمتر کسی پیدا می شود که این سوال را از خود یا دیگران نکند ، چرا خدا انسان را آفرید؟ خداوند بزرگ چه چیز کم داشت که ما را آفرید ؟ اگر آفرینش نبود ، کجای عالم خراب می شد ، آسمان به زمین می آمد ؟ کهکشانها به هم می ریختند ؟ ثوابت و سیارات متلاشی می شدند ؟ و سوالات دیگر از این قبیل . بعد این طور به خود پاسخ می دهند ، اگر منظور خداوند بزرگ این بوده که نیازی از خود بر طرف کند ، مثلا ما او را ستایش و پرستش کنیم و بر آستان عظمتش جبین بسائیم که با بی نیازی ذات بی انتهای او ساز گار نیست ! آیا اگر یک شب پره ای ، در گوشه دور افتاده ای از یکی از کرات منظومه شمسی ، زبان مدح یا ذم آفتاب بگشاید کمترین اثری برای او دارد ؟ مسلما و بدون شک کفر و ایمان ما در برابر یک وجود بی نهایت از آن هم کمتر است ،که بخواهیم به زبان بیاوریم ، زیرا که خورشید ذره غباری است که دربارگاه با عظمت او سرگردان است ! بعضی ها آفرینش را به این دلایل می دانند و می گویند ای کاش در چاه عدم می ماندیم و سر بر نمی آوردیم که خلقت ما از ازل یک وصله ناجور بود ! در برابر این سوال ، جمعی خود را به کلی آسوده خاطر کردند و معتقد به پوچی آفرینش شدند و هیچگونه "هدفی"را برای خلقت قائل نیستند ! برای مطالعه(طرفداران این فرقه نخست مادیها و ماتریالیست ها و امروز اگزیستانسیالیستها هستند که مبلغ این نوع نگرش هستند ، گرچه آرامش کاذبی به آنها می دهند زیرا که هیچگونه وظیفه و مسولیتی برای خود قائل نیستند، یعنی آزادی کامل و یک جور پوچی یعنی من این کار را انجام نمی دهم چون هدفی ندارم و دیگران ندارند و جهان نخواهد داشت!) با مثالهایی منظور خود را تفهیم می کنم . چشم ، پلکها ، مژها و عضلات ظریف شش گانه ای که کره چشم را به هر طرف می گردانند و مویرگها و غده های اشک و روزنه فاضلاب آنرا و... هر کدام برای هدفی روشن و مبین آفریده شده است و همچنین گوش ، بینی ، قلب و اعصاب و ... همه و همه هدف دارند و برنامه دارند ، حساب در کارشان است اما مجموعه بدن نه ! آیا مجموعه وجود انسان ها از یک مژه هم کمتر است ؟! چیزی که اجزائش همه هدف دارند کلش می تواند بی هدف باشد ؟ چه قضاوت بی تفکرانه و ساده لوحانه ای ! شخصی ما را دعوت به منزل خود کرده است و انواع وسایل پذیرایی ، از هر قبیل فراهم ساخته ، خوب که دقت می کنیم می بینیم هیچ چیز کم نیست پس متوجه می شویم برنامه پذیرایی همه دارای اهداف مشخصی می باشد آیا می توان اصل دعوت را پوچ و احمقانه و بیهوده فرض کنیم ؟! بنابراین با توجه به وجود هدف در همه ذرات و اجزای وجود انسان باید قبول کرد که کل آن هم هدفی دارد عالی و ارزشمند و در کل نیز با توجه به هدف ها در پدیده ها و موجودات مختلف در کل جهان نیز یک هدف عالی نهفته است حتی اگر فرض کنیم ما آن هدف را هنوز نیافته باشیم باز میدانیم هست ، مسلما هست . در این مورد قرآن نازل شده از طرف خداوند می فرماید : « ما آسمان و زمین و آنچه در میان آنها است بیهوده نیافریدیم این گمان مردم بی ایمان است» (سوره ص آیه 27 ) و اینک هدف ، اگر چشم باز کنیم و سیر حوادث را بنگریم پیدا کردن پاسخ این سوال مشکل نیست بلکه در دسترس ماست . با این مثال بهتر تفهیم می شوید : زندگی شخصی خود را به عقب بر گردانیم . بچه کوچکی بودیم که با جست و خیز و حرکات تند و بچه گانه خود ، عضلات خود را نیرو می بخشیدیم و ... که خود را برای زندگی یعنی دورانی که کاملتر از دوران کودکی بود آماده کنیم . باز به عقب تر می رویم در عالم جنین در محیطی تاریک و وحشتزا زندانی بودیم چرا که در یک فضای آزاد قدرت بر زندگی نداشتیم ، اما در آن فضای محدود و سر بسته خود را ساختیم ، تا آماده زندگی مستقل در فضای باز شدیم و با یک جهش خود را به بیرون افکندیم و یک مرحله تکاملی صورت پذیرفت .باز عقب تر می رویم اجزائی که نخستین (اسپر و اوول) ما را تشکیل داد ، در میان خاکها ، آب دریا ها ، در ساقه ها ، برگ درختان و ... کم کم با شهامت و تلاش خستگی ناپذیر قدم جلو گذاردیم و از راه رفتن خسته نشدیم و از نطفه انسانی سر بر آوردیم و به این ترتیب باز شاهد یک مرحله تکاملی هستیم . نتیجه کلی همواره ما در این مسیر طولانی به سوی تکامل پیش رفته ایم . تغییرات را امروز در جامعه انسانی نیز مشاهده می کنیم ، تمدن ، سیستم های الکترونیکی و ... در این میان هیچگاه در یک حال نماندیم و هر روز در حال تغییر هستیم . آیا از مجموع این مطالعات نمی فهمیم که هدف آفرینش انسان در همه جا تکامل بوده البته نه فقط تکامل در زمینه مادی بلکه در تمام زمینه ها ، در زمینه علم ، صنعت ، فلسفه ،اخلاق و ارزش های انسانی و در همه چیز و صد البته ابزار این تکامل و پیشرفت از جنبه های مختلف در اختیار ما گذاشته شده است و نیروهای مرموزی ما را در این مسیر به پیشروی دعوت می کنند . همانطور که در قرآن می بینیم فلسفه آفرینش انسان عبادت ذکر شده است : «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (سوره الذاریات آیه 56 )و نیز اشاره به همین حقیقت است ، چه اینکه حقیقت عبودیت و بندگی خدا همان پرورش انسان کامل است و مراسم عبادت نیز درسهایی برای تربیت انسان است و عبادات هر کدام به نوعی انسان را در مکتب خود تربیت می کنند . بعد از این مقدمه سوال اصلی پیش می آید که چرا از عدم به وجود آمدیم ؟ لابد همینک قبول کردید که پس از وجود ، مسیر ما همواره یک مسیر تکاملی بوده ولی چه لزومی داشت که بوجود بیائیم ، تا تکلیفی بر دوش آفرینش بگذاریم و بخواهد ما را به سوی کمال سوق دهد ؟ خلاصه تکامل مربوط به موجود است معدوم نیاز به تکامل ندارد . اما در برابر این سوال یک پاسخ روشن وجود دارد و آن :اگر عددی را از 9 به 10 برسانیم مسلما تکاملی صورت گرفته (به اندازه یک واحد)حال اگر صفر را به عدد برسانیم آیا تکاملی صورت گرفته است ؟ مسلمابی نهایت تکامل صورت گرفته است ، جائی که یک واحد تکامل محسوب می شود تبدیل شدن صفر به عددفوق العاده تکامل است (دقت کنید) اگر پیشرفت نطفه در عالم جنین تکامل باشد به وجود آمدن نطفه و ذرات آن از عدم ، بی نهایت تکامل حساب می گردد . بعد از این بحث این سوال پیش می آید که اصولا تکامل چه فایده ای دارد ؟ بارها شنیده ایم که در برابر توضیحات بالا در مورد هدف آفرینش انسان ، بعضی می پرسند بسیار خب ، ما برای تکامل و پیشرفت همه جانبه در تمام قسمت های مادی و معنوی آفریده شده ایم ، ولی اصلا این تکامل چه فایده ای دارد ؟ در یکی از منابع مورد مطالعه من پاسخ این سوال به زیبایی داده شده بود به این صورت : از جوانان سوالات تستی پرسیده بودند : شما برای چه درس می خوانید ؟ برای اینکه در امتحانات قبول شویم . برای چه در امتحانات قبول شوید ؟ برای اینکه مدرک خوبی بدست آوریم . مدرک چه فایده ای دارد ؟ برای اینکه شغل خوبی داشته باشیم . شغل خوب برای چه می خواهی ؟ برای اینکه درآمد خوب و آبرومندی داشته باشم . درآمد خوب برای چیست ؟ برای اینکه زندگی آبرومند و مرفهی داشته باشم و از زندگی لذت ببرم . لذت از زندگی برای چیست و زندگی مرفه و آبرومند برای چه می خواهید ؟ اینجا بود که در پاسخ مانده بودند و می گویند خب زندگی مرفه و آبرومندی داشته باشیم.... خب دیگه معلوم است همین .... . این جا بود که آنها متوجه یک اصل اساسی می شوند که هدفها در زندگی همه جنبه مقدماتی دارد تا برسد به یک هدف نهائی که آنرا برای خودش می خواهند ، نه برای چیز دیگر ، یعنی بقیه مقدمه هستند و آن به اصطلاح ذی المقدمه و گاهی هدف نهائی می نامند . بنابراین ما همه چیز را برای تکامل انسان می خواهیم و اما تکامل هدف نهائی است و آنرا برای خودش می خواهیم . بعد از این بحث نیز این سوال پیش می آید که وجود ما برای آفریدگار چه سودی دارد ؟ بسیار خب هدف آفرینش ما تکامل وجود و هستی ما در سایه تعلیم و تربیت و پرورش ارزشهای انسانی است ولی اینها برای آفریدگار چه سودی دارد ؟ او چه بهره ای از این کار می برد ؟ این طرز سوال در حقیقت از یک مقایسه نادرست سرچشمه می گیرد ، مقایسه آفریدگار جهان که وجود نا متناهی از هر جهت است ، به وجود خودمان که محدود از هر نظر می باشد !!! فرزندی از پدر ثروتمندش می پرسد پدر من با این پولم می خواهم فلان اسباب بازی را تهیه کنم شما با آنهمه پول چه اسباب بازی هایی می خواهی برای خودت بخری ؟کودک گمان کرده همه مثل او کودکند و عاشق اسباب بازی ! از آنجا که تار و پود وجود ما با نیاز ها بافته شده است و هر گامی که بر می داریم برای رفع نیازی می باشد از روی همین مقایسه نادرست گمان می کنیم خداوند هم اگر کاری می کند باید برای رفع نیاز باشد !!! (ما برای رفع نیاز های خود کار می کنیم ولی او برای رفع نیاز دیگران و تکامل و پرورش ((بندگان)) ذات او همچون آفتاب درخشان نور افشانی می کند و این نور افشانی نه به خاطر سودی است که استفاده کنندگان از نور او دارند بلکه او ذاتی است فیض بخش و فیاض و نور افشان و خودداری او از نور پاشیدن ، نور هستی و وجود ، نور تربیت و تکامل ، یک نوع بخل و نقص است و او از هر گونه بخل و نقص پاک و بیگانه است . اگر خورشید با جرم یک میلیون و سیصد برابری کره زمین در سراسر منظومه شمسی نور و گرمی و حیات و زندگی می پاشد نه به خاطر این است که فلان پروانه ای که بر شاخه درختی در برابر آفتاب بالهای خود را خشک می کند یا فلان زنبور عسلی که در کنار کندویش حمام آفتاب می کند ، ذره ای در سرنوشت خورشید اثری ندارند بلکه او منبع نور است و نور افشانی لازمه ذات اوست با این تفاوت که خورشید آگاهی و اختیاری در این نور افشانی ندارد ولی ذات خداوند دارد . و اما این مثال ، بهترین مثالی بود که توانستم پیدا کنم تا مطلب کاملا مورد تفهیم شما دوست عزیز آروند قرار بگیرد . ببخشید که اینقدر طولانی شد البته ادامه دارد تا خدا نکرده نقصی نداشته باشد که موجب انحراف شما بگردد . نویسنده : حسین (شیطونه)
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط مهندس و حسین(شیطونه)
|
|
||