|
|
|
|
|
من ایندفعه آمدم در مورد چیزی بنویسم که مطمئنم با خواندن این آپ جنجالی به راه می افتد . جون من به من بگوید چی شد به این جا کشیده شدیم ؟ عشق ؟ نویسنده : ناشناس
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط مهندس و حسین(شیطونه)
|
|
||
|
|
|
|
|
آدمها چه جوري با يه نگاه عاشق ميشند ؟ افلاطون يه نظريه خيلي قشنگ داره که من خودم به شخصه خيلي قبولش دارم .
وقتي که انسان يک چيزي به نظرش خيلي زيبا ميرسه ياد زيباي مطلق مي افته که زماني او را ديده بوده است . غم از دست دادن زيبايي مطلق ناگهان به يادش ميافتد . ولي فکر ميکنه که اين غم به خاطر دوست داشتن اون زيبايي نسبي بوده . ولي در اصل عشق غم از دست دادنه زيبايي مطلقه . مثلا پسره وقتي غم دنيا گرفته اش داره تو پارک راه ميره که يه لحظه يه دختري را ميبينه که داره ميخنده . اون دختر آنقدر براش زيبا به نظر ميرسه که ياد روزهايي ميافته که زيباي مطلق ( خدا ) را ميديده . بعضي ها اين زيبايي را به مرور درک ميکنند و ناگهان متوجه اش ميشوند بعضي ها با اولين بار ديدن عاشقش ميشوند . در نبود زيباي مطلق معشوق ميتونه يه مسکن باشه بر غم فراق . البته بايد بگم که خدا هم زيبايي ظاهري داره و هم باطني پس اگر کسي عاشق زيبايي باطن يک نفر شد باز هم اين نظريه رد نميشه . فعلا همين |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط مهندس و حسین(شیطونه)
|
|
||
|
|
|
|
|
به نظرم عشق يه رابطه يک طرفه است . يا تو يه نفر را دوست داري يا يه نفر تو را دوست داره . بعضي وقتها دو طرف همديگه را دوست دارند که بهش ميگند عشق دوطرفه . عشق دوطرفه در اصل دو تا رابطه عاشقي يک طرفه است .
به نظرم عشق يه چيز دروني و انفراديه . وقتي يه نفر را دوست داري اون هيچي به تو نميده . هيچ احساس خاصي به تو نميده. اين خود توئي که داري با فکر کردن به اون , با دوست داشتن اون , به خودت نيرو و احساس عشق را تزريق ميکني .
اينها را نوشتم تا بگم اگر دوست داشته باشيد عشق و عاشقي موضوع خيلي زيبايي براي بحث کردنه . ميتونيم با هم در موردش توي همين بلاگ صحبت کنيم . حجم بيشتر بلاگها در مورد عشقه . همه داستان و شعر و عکس عاشقانه ميگذارند توي بلاگشون کلي هم حال ميکنند که چه بلاگ باحالي دارند . من کمتر کسي راديدم که در مورد عشق از عقل و احساس خودش مايه گذاشته باشه . معمولا از يه جاي ديگه کپي ميکنند . نويسنده : مهندس
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 2:4 قبل از ظهر توسط مهندس و حسین(شیطونه)
|
|
||