تبليغاتX
!!!!!!!!!!!!!بپا هنگ نکنی!!!!!!!!!!!!
مشکلات پسرا و دخترا

طبق قرارمون بايد در مورد پسرها بتايپم . چه جور پسرهايي ؟ اين پسر هايي که با قيافه هاي عجيب و غريب تو خيابانها ول مي گردند . موها رو سيخ ميکنند , شلوار هاي عجيب مي پوشند و...

بيشتر اين سر و وضع ها تقليديست . آقا يه نفر رو تو خيابون ميبينه , با اون cpu پايينش , داده هاي مساله رو تجزيه و تحليل ميکنه و در آخر به اين نتيجه ميرسه که ازون مدل تقليد کنه .شايدم مثل رفيق من ميره شو «sean paul» رو ميبينه و ميگرده تو بازار تا مدل اون لباس گير بياره و بپوشه . يا مثل پسر همسايه مون که مدل هاشو از روي ماهواره نگاه ميکنه و چون به آرايشگري خيلي وارده ( مادرش آرايشگره) هر روز يه قيافه جديد براي خودش درست ميکنه .

. بعضي وقت ها هم اين مدلهاي جديد به صاحبشون مياد . يکي از رفيقاي من موهاشو تا پشت گردنش بلند کرده . قبلا موهاش فرق وسط و کوتاه بود . الان که نگاش کني ميبيني که خيلي اين قيافه بهش مياد . بقول خودش هم مرتب کردن موهاي بلند براش راحت تره .  چيزي هم نيست که تو ذوق بزنه .

ولي بعضي وقتها بعضي مدلها رو آدم ميبينه که اصلا به صاحبش نمياد و خيلي تو ذوق ميزنه . هميشه آدمها اين مدلها رو تو خيابون ميبينند بهشون خيره ميشند . آخه چرا بايد آدم خودشو بشکلي در بياره که مخالف عرف جامعه باشه .

 

آخـــــــــه چرا ؟

به نظر من بيشتر جوانهاي اين دوره , جوري تربيت شده اند که دوست دارند خلاف جريان جامعه شنا کنند . دوست دارند سنت شکني بکنند .

حالا اگر بخواهيم از خيلي از وقايعي که در انقلاب و بعد از انقلاب افتاد بگذريم که ميتوانند از دلايل اين امر باشند , ميرسيم به رسانه هاي تصويري .

اگر دقت کرده باشيد تو اکثر فيلمهاي خارجي قهرمان داستان , برعکس حرکت جامعه حرکت ميکنه . معمولا خلاف حکومت عمل ميکنه , خلاف جو حاکم عمل ميکنه . مثلا اگر همه پليس ها فاسدند پليس داستان ما آدم منظم و با انظباطيه و اگر همه پليس ها منظم باشند پليس داستان بي نظم و خشن و خلاف کاره .حتي تو فيلمهاي داخليمون هم همين طوره . البته فيلمهايي که بيشتر از نظر مردم مورد توجه قرار گرفتند  . مثل ارتفاع پست , قهرمان داستان مخالف اوضاع داخلي جامعه است. پس کافيه حرکتي بکنه تا قهرمان داستان بشه.

جوان کج فهم امروزي فکر ميکنه که با اين روش هايي که در پيش گرفته ميتونه قهرمان بشه. ميتونه در دنيا بدرخشه يا مورد توجه قرار بگيره .

 پس نتيجه ميگيريم اينها بيشتر تقصير رسانه هاي تصويريه . مثلا اگر چند تا فيلم ساخته ميشد که دکتر ها و مهندس ها را فقط بخاطر اينکه درس خوندند و به جامعه خدمت ميکنند و با حکومت هماهنگ اند  , قهرمان نشون بده , اون وقت بايد ميديدي که اين پسرها چي ميشدند .     

 

 ميخوام يه الگو براتون معرفي کنم : پيامبر اکرم (ص) .

مي دانيد موهاي پيامبر(ص) چه شکلي بوده ؟ موهاي ايشان معمولا از لاله گوش بلندتر نبوده , موهايشان را از فرق سر باز ميکردند و اگر بلند تر ميشد آنرا از چهار طرف ميبافتند . البته ميدونيد که يه عمامه هم روي سرشان ميگذاشتند و موهاي بافته شده از چهار طرفش بيرون ميزده .

الان حتما يا ميگيد که  حرف من اشتباهه يا ميگيد پيامبر وقتي اين کارو ميکرده , الان اين مدل موها ايراد نداره  . محض اطلاع شما بايد بگم که اون زمان همه موهاشونو بلند ميکردند . پيامبر (ص)کاري نميکردند که خلاف عرف جامعه باشه و قبيح بنظر برسه . بازم محض اطلاعتون بگم که  بعدا که اسلام گسترش پيدا کرد بيشتر ائمه موهاشونو ميتراشيدند چون اون موقع به خاطر اسلام عرف جامعه کاملا عوض شده بود . الانم خيلي از اين مدل موها رو چون تقريبا عرف جامعه شده نميشه ازش ايراد گرفت  .

 

نتيجه مي گيريــــــــــــــم :مهم نيست که مدل مو يا لباسهاتون چه شکلي باشه , قشنگ باشه يا نباشه , بهتون بياد يا نياد , مهم اينه که هيچ موقع خلاف عرف جامعه عمل نکنيد . و کاري نکنيد که درجامعه زشت و ناپسند جلوه بکنه .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط مهندس و حسین(شیطونه)  | 

 

ديدم که وجهه تمام بلاگها بخاطر ولنتاين عوض شده . ميخواستم در مورد عشق بنويسم که ديدم اگر بخوام بنويسم بحث خيلي طولاني ميشه و هيچ کس حوصله نميکنه که بلاگم رو بخونه. . چون بايد يک سري مباني و دلايل عشق رو توضيح ميدادم و بعد به خوبيها و بديهاش مي پرداختم . در آخر هم نتيجه هايي ميگرفتم که به نظر خيلي از شما خوشايند نيست . پس  فعلا بيخيال عشق وعاشقي شدم . شايد موقعي رسيد که خواستم از عشق براتون بگم .

 

خوب پيرو فرمايشات صاحب قبلي اين بلاگ پيش ميريم . اگر مي خواستم در مورد يه موضوع ديگه حرف بزنم که ميرفتم يه بلاگ ديگه ميساختم .

صاحب قبلي ميگفت که وقتي دختر ها خودشون رو مثل عروسک در مي آورند , پسر ها هم خودشون رو مثل دلقکها در مي آورند مثلا موهاشونو سيخ مي کنند  يا شلوار پاره مي پوشند. من فعلا کاري به اون پسر ها ندارم , فعلا بريم سراغه اون عروسکها , بدونيم چرا آنها خودشونو اين شکلي مي کنند .

 

همونطور که خودتون مي دونيد دخترها نيازمند توجه اند . اينطور آفريده شده اند . 

دختر جماعت وقتي که ميبينه تو جامعه بهش هيچ توجهي نميشه تصميم خودش رو ميگيره که به هر قيمتي اين توجه ها رو به خودش جلب کنه .

اولين چيزي که به نظرش ميرسه که باعث جلب توجه ميشه , زيبايي خودشه . فکر مي کنه که ديگران براي اين که زيبا نيست به اون توجه نمي کنند  . شايد حرف هلنا روبنيشتين را شنيده باشه که گفته زن زشت وجود ندارد، تنها زناني وجود دارند که حوصله نشستن جلوي آينه و آرايش را ندارند . شروع ميکنه به گريم کردن خود و نمايش دادن خود در خيابان ها به اميد اينکه کسي پيدا بشه که بهش توجه کنه که به احتمال زياد پيدا هم ميشه .

پس من اينجا يه نتيجه اخلاقي بگيرم : تمام کساني که خود را به شدت آرايش مي کنند و به خيابان مي آيند , در خود احساسي دارند که به او مي گويد «تو زيبا نيستي . خودت را آرايش کن تا زيبا شوي » ولي نمي دونند که با اين شکل وقيافه اي که براي خودشون درست مي کنند علاوه بر اين که خودشون رو زشت مي کنند و يک جور تغيير قيافه ميدهند  , وجهه خودشون رو در جامعه بد نشون مي دهند . کافيه حرف هاي مردم رو در موردشون گوش بديد . مثلا موقعي که در تاکسي نشستي يا داري خريد مي کني يا تو صف نانوايي ايستادي , مردم پشت سر اين آدمها بد ميگند.

 

ولي اونايي که آرايش ميکنند براي اينکه نظر يه عده رو جلب کنند , براي اينکه  باهاشون رابطه دوستي برقرار و ازدواج کنند بايد بدونند که فردي که فقط براي زيبايي ظاهري شما , شما را مي خواهد بدرد لاي جرز ديوار ميخورد  .

 مرداني براي ازدواج ودوستي خوب هستند که شما را بر اساس زيبايي هاي باطن شما دوست ميدارند .

 البته ممکنه اين مانکن هاي خياباني در خود هيچ زيبايي دروني نبينند و بخاطر همين دليل اينطور زندگي ميکنند .

 

پس يه نتيجه ديگه : اونايي سعي مي کنند با آرايش غليظ ظاهر خود رو تغيير بدهند که فکر ميکنند ظاهر و باطنشون زشت و نازيباست .

 

شايد هم نظر شما اين باشه که مردان جامعه اينطور آدمها را ميخواهند وبه باطن طرف کاري ندارند . به نظر من اگر اين حرف درست باشد که نيست , مجرد ماندن در اين جامعه بهتره 

 

  

وقتي از بعضي ازين دختر خانم ها  سوال ميکنيد که چرا کلي وقت براي آرايش کردن خودت مي گذاري در جوابتون سه چيز ممکنه بگه , يکي اينکه ميگه به تو چه !!!! يه جواب ديگه شون اينه که ميگند ما دوست داريم پاکيزه و تميز باشيم . در جوابشون بايد گفت شما ميريد صورتتون رو با انواع لوازم و وسايل نقاشي رنگ مي کنيد اسمشو ميگذاريد پاکيزگي . بعضي ها هم ميگند که دوست داريم زيبا باشيم . اين آدم ها فکر مي کنند که زشتند . بايد ازشون پرسيد که براي کي ميخواهيد زيبا باشيد .

 

يه وقت فکر نکنيد من ميگم که آرايش کردن عيبي داره . در تعليمات ديني ما تاکيد شده که زن براي همسر خود بايد آرايش کند و همچنين مرد نيز براي همسر خود بايد آراسته باشد .منظور من اينه که آدم نبايد قيافه خودشو تغيير بده اسمشو بگذاره زيبايي

 

باور کنيد که خارجي جماعت هم به اندازه اي که يه دختر ايراني آرايش مي کنه آرايش نمي کنند . اونا موقعي که جوانند به همون مقدار زيبايي که دارند قانع اند موقعي هم که پير مي شوند , يا براي شوهرشون آرايش مي کنند يا براي کم کردن اثرات پيري اين کار رو مي کنند.  

   

 

 بر خلاف تصور خيلي از آدمها  وضع ظاهري شما روحيات درون شما رو ميتونه در بيشتر اوقات نشون بده  .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:28 قبل از ظهر  توسط مهندس و حسین(شیطونه)  |